یلدا

دقیقه‌ای بیشتر دیدن تو
حضور شیرینی است
که جانم طلب می‌کندو من این را مدیون طولانی‌ترین شب سالم
مبارکم باد یلدایی‌ترین دلخوشی شبانه‌ام


قلم بر کاغذم لغزید تا شعری طرب‌انگیز بنویسد
به یمن این شب یلدا بخندد، خنده‌ای شیرین بنویسد
دلم آهی برآورد و چو خنجر قلب من بخراشد
دواتم گریه شد، شعرم به سان مرثیه
شبم شام غریبان گشت و جای
دانه نار، خون از دهن بشکفت