شاه‌لیر

چند هفته گذشته رفتم تاتر “شاه لیر” با بازی خانم رهنما و آقای سلطانی رو دیدم ولی متاسفانه به دلیل اینکه داستان اصلی خلاصه نشده بود، تاتر با وجود بازی بسیار خوب همه بازیگران و جذابیت بسیار متن داستان، همچنان طولانی و خسته‌کننده از کار در اومده بود.

خیلی جالبه که دربیشتر نمایشنامه‌های شکسپیر حتما ردی از خیانت و دروغ مشاهده می‌شه، و در این یکی که اصالتا موضوعیت نمایش بر روی خیانت و ناراستی بنا شده بود. پدری که در اوج قدرت اموالش رو به دخترانش می‌بخشه و دخترکوچیکش رو به دلیل صراحت و راستگویی از خودش می‌رونه و از ارث محروم می‌کنه… و پایان ماجرا که دخترانش بهش خیانت می‌کنند و همون دختر کوچیک ازش حمایت می‌کنه…

تجربه اینکه کتابی رو خونده باشم و بعد فیلمش رو ببینم داشته‌ام: “ربکا”، “رمز داوینچی”، “من بعد از تو” و … که درهیچکدوم موارد تجربه خوبی نبوده، چون در کتاب به جزئیاتی پرداخته شده که در فیلم از اونها چشم پوشی شده و این جذابیت فیلم رو کاهش داده.

این تجربه رو در مورد نمایشنامه هم داشته‌ام:”کالیگولا”، “سوء‌تفاهم”، “بیگانه” و … که برعکس مورد فیلم، خوندن نمایشنامه باعث شده از تاتر لذت بیشتری ببرم.

امروز تجربه متفاوت‌تری رو داشتم. این بار بعد از دیدن تاتر “شاه لیر” و با وجود اینکه نمایشنامه رو نخونده‌ام، فیلم “شاه لیر” رو دیدم و این تجربه‌ هم خیلی لذت‌بخش نبود و سر تا سر فیلم داشتم هنر پیشه‌ها رو با بازیگران تاتر مقایسه می‌کردم. با وجود اردات زیادی که به آقای “آنتونی هاپکینز” دارم ولی “شاه لیر” به تن آقای “سلطانی” بیشتر نشسته بود و من بیشتر لذت بردم…