نوشتن کتاب

شروع نوشتن از سال نود برای من شروع شد. تحت یک ترومای وحشتناک، برای کاهش اندوه یه وبلاگ زدم و شروع کردم به نوشتن. یکسال بعدتر که کمی اعتماد به نفس پیدا کردم، اولین کتاب تالیفی رو به اسم اصول اولیه حسابداری نوشتم و چاپ کردم، هدفم در اون مقطع فقط طی کردن پروسه چاپ بود.
درست یکسال بعدترش برای پرشین بلاگ مسائلی به وجود اومد و من به خاطر سهل‌انگاری خودم و عدم اطلاع‌رسانی پرشین بلاگ بخش زیادی از آرشیو نوشتاری در وبلاگم رو از دست دادم. بعدتر یکی از دوستان دوران ارشدم برام وبسایتی آماده کرد و دوسال بعدتر، خودم با ورد پرس سایت کنونیم رو بالا آوردم.
اون دوران یک سری کلاس با موضوعیت عملگرایی  می‌رفتم که استاد اون کلاس کتاب جنس دوم رو بهم هدیه کرد و همین جرقه‌ای شد برای نوشتن کتاب تفکر فرای جنسیت. متاسفانه در صنعت کتاب و نشر هم مشکل داریم اساسی. با کلی ناشر وارد مذاکره شدم و گفتم من هزینه چاپ و نشر و حتی پی‌گیری مجوز رو خودم می‌پردازم و خواهش کردم کتاب رو برام چاپ کنند و هر کدوم بهوونه‌ای می‌آوردند، در نهایت به عنوان ناشر مولف کتاب رو چاپ کرد. بعد از چاپ حدود پانزده تا کتاب‌فروشی معروف رو سر زدم و خواهش کردم که کتاب رو فقط در قفسه بگذارند و گفتم هیچ بازگشت مالی ازشون نمی‌خوام گفتند ما فقط از پخشی‌ها کتاب قبول می‌کنیم. با پنج پخش‌کننده معروف مذاکره کردم و خواستم کتاب من رو که این‌بار حاضر بودم مبلغی هم پرداخت کنم رو پخش کنند و گفتند ما با ناشرها کار می‌کنیم. نهایت متوجه شدم در حلقه مافیای ناشر، پخش‌کننده و کتاب‌فروشی‌ها گیر افتادم. بی‌خیال شدم؛ فقط موفق شدم در یکی دو سایت فروش اینترنتی برای عرضه اضافش کنم.
البته که بیشتر افرادی که کتاب رو خریدند و یا بهشون هدیه دادم اصلا نخوندنش و قطعا اجباری نیست. فقط دوست داشتم می‌تونستم افرادی رو که مثل من دغدغه مسائل مطرح در کتاب رو دارند در  یک جا جمع کنم و بتونیم جلسات تبادل دانش و خرد جنسی داشته باشیم.