نبودن

من جزو اشخاصی هستم که در تمام طول زندگیم عدم وجود رو به وجود ترجیح می‌داده‌ام. جالب‌تر ایکه وقتی کم‌سن‌تر بودم این حس بسیار قوی‌تر بود؛ یادمه اولین بار که عقلم به این رسید که خدا ما رو آفریده و به این دنیا آورده، اولین سوالم از حسن‌آقا(شوهرخاله مرحومم) این بود که خدا یعنی چی؟ و او با لبخند مهربونش، من چهارساله رو که در بغلش نشسته بودم نوازشی کرد و گفت: اسمش روشه؛ خود آ. یعنی کسی که خودش به وجود اومده و نیازمند آفریننده نیست. حسن‌آقا مذهبی نبود و بچه هم نداشتند، ولی خیلی آدم اهل حالی بود و خوب می‌دونست چطوری باید زندگی کنه.
تا مدت‌ها درگیر عدم وجود و هستی شناسی بوده‌ام. تا در دوران راهنمایی به واسطه دوستی با دین آشنا شدم. نمی‌دونم به واسطه اون دوست بود یا یک حس ذاتی! علاقه‌ام به دین و معنویت تا دوران دانشگاه به قوت خودش باقی بود.
رفته رفته که خودم رو بیشتر می‌شناختم، تشخیص می‌دادم یه چیزایی در وجودم در توازن نیست؛ معنویت، دین، حتی موفقیت راهگشای حال خوبم نشد. در روانشناسی و مسائل فلسفی عمیق‌تر شدم. با اروین د یالوم و دیدگاه اگزیستانسیالیست آشنا شدم و تقریبا از روزی که با این دیدگاه زندگی رو سیر کرده‌ام به نظر دنیا جای خیلی بدی هم نیست. گاهی فکر می‌کنم که چقدر جاهل بودم که عدم وجود رو به وجود ترجیح می‌دادم. وجود و زندگی که پر از چیزهای شگفت‌انگیز برای کشفه. شروع کردم به خوندن کتاب‌های راجع به مرگ(خیره به خورشید از یالوم) نقطه مقابل یا پایان زندگی و دیدگاهم بازتر و بازتر شد.
فهمیدم زندگی دوی ماراتن برای رسیدن به هدف‌ها نیست. هدف‌ و آرزوهای دیروز همین روزمرگی‌های امروزند. اکثر ما برای زندگی کردن به چیزهای خیلی خیلی ساده‌تر از این‌هایی که دورمون جمع کردیم نیاز داریم. البته دنیا پر از سختی‌ها و دردها و کمبودهاست، ولی همین‌ها ماهیت زندگی رو تشکیل می‌دهند.
با آدم‌ها، با اشیاء، با کارمون، با محل زندگیمون و خیلی چیزای دیگه پیوند ایجاد می‌کنیم و یه روزی دیر یا زود این پیوند گسسته می‌شه. پیوندها جاودانه نیست و لازم نیست بابت این غصه بخوریم. اشکال نداره گریه کنیم؛ دلمونوتنگ می‌شه وقتی گسستی رخ می‌ده ولی ماهیت زندگی همینه و شاید همین باعث ایجاد انگیزه برای بودن می‌شه.
انگیزه‌های زندگیمون رو وسط روزمرگی‌ها گم نکنیم. جوری زندگی کنیم که وقتی زمان رفتن فرا رسید، تمام وجودمان بتونه تسلیم مرگ بشه و در عین حال فریاد بزنه: من به غایت زیسته‌ام.