معرفی کتاب

با سلام خدمت دوستان خوبم

در این پست یک سری کتاب‌هایی رو که خوندم و به نظرم بهتره که در طول عمر یک بار خونده بشه رو توصیه می‌کنم. البته لیست کتاب‌ها رو به تدریج اضافه خواهم کرد.
چون رویکرد موضوعی اغلب این کتابها روانشناسی هست، لازمه پیش از مطالعه لیست کتابها، توضیحاتی در مورد طبقه بندی رویکردهای مختلف روانشناسی از اینجا مطالعه بشه.

و اما لیست کتاب‌ها … (برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد هر کتاب، می‌تونید روی اسم کتاب کلیک کنید)

≡ رویکرد رفتاری (TA):

پیش نویس های زندگی
وضعیت آخر
ماندن در وضعیت آخر

≡ رویکرد شناختی (CBT):

زندگی خود را دوباره بیافرینید
از حال بد به حال خوب
تمریناتی برای غلبه بر افسردگی
آن جا که عقل حاکم است
غلبه بر عزت نفس کم

≡ رویکرد پدیدار شناختی:

انسان در جستجوی معنا
انسان در جستجوی معنای غایی
درباره معنی زندگی
از قدرت عشق
قانون توانگری
حکایت دولت و فرزانگی
ملکی دیگر ملکوتی دیگر
جهانی نو
چشم دل بگشا

≡ رویکرد زیست شناختی:

شفای زندگی

≡ کتاب هایی در باب زنان:

زنانگی و بدن
تقدیر زنان
بهترین دوران زندگی زن
زنان شیفته
ژرفای زن بودن

≡ کتاب هایی که یک بار خواندن آنها توصیه می شود:

کافه چرا
بازگشت به کافه چرا
حس زندگی
واقعیت درمانی
وقتی نیچه گریست
درمان شوپنهاور
در باب طبیعت انسان
در باب حکمت زندگی
انسانی، بسیار انسانی
مارتا فروید
قصه عشق
جستارهایی در باب عشق
بازی های روانی مردم
تضادهای درونی ما
جامعه شناسی جنسیت
از سکس تا فراآگاهی نویسنده : اشو
جنس دوم
نامه به فرزندی که زاده نشده

≡ کتاب های مرجع و منابع تکمیلی:

گلشن راز محمود شبستری
نهج البلاغه حضرت علی
قمار عاشقانه
کمدی الهی دانته
خاطرات آدم و حوا
دم را دریاب
نان سال های جوانی
سوء تفاهم

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 10
دوست نداشتم: 10
میانگین امتیازات: 1

۲ دیدگاه در “معرفی کتاب

Avatar

سلام، در ایران که بودیم فرصتی که گفتگویی در باره فلسفه، روانشناسی، دین،… بکنیم دست نداد. حال که در خانه فرصتی دست داده با تایپ نامت در “گوگل” به این پایگاه اینترنتی ات رسیده و در این بخش معرفی کتاب دوست دارم تجربه خودم از کتابخانی را برایت بگویم. من تا پیش از اینکه دیپلم بگیرم اهل کتاب نبودم. چند کتابی خونده بودم ولی نمیشد که نام کتاب خوان را روی من گذاشت. یادم نمیره که زمانی که در کتابفروشیمان کار میکردم، عمو قاسم به من میگفت: پسر از این کتابها یکی را بردار و بخوان. اما من تمایلی به خواندن کتاب نداشتم. کتاب خونی من پس از گرفتن دیپلم شروع شد. دلیل آنهم بخاطر تضادهای دورنی ای بود که دچارش شده بودم. پس بدنبال پاسخ به پرسشهای خود رو به کتابخوانی آورده بودم. کتابهایی در زمینه روانشناسی جزو اولین کتابها بودند. چون کتابفروشی داشتیم و کتابهایی بهمراه آورده بودیم، انهایی که در این زمینه بود را میخواندم. چون از نوجوانی به ورزشهای رزمی علاقه مند بودم با نام ذن آشنا بودم. این است که وقتی کتابی با نام ذن چیست بدستم افتاد، با علاقه ایی که هنوز یادم نرفته آنرا خواندم. چون از همان ابتدا بدنبال حقیقت بودم، هر موضوعی را که میخواندم بدنبال فهم آن بودم و فقط بدنبال لذت بردن صرف از خواندن کتاب نبودم. با ذن بدنبال آئین بودا و فلسفه شرق و سپس عرفانها و ائینهای شرقی و غربی رفتم. بسیار خواندم، لذت بسیار هم بردم، ولی باید بگویم که در گمراهی بودم. از چاله ای به چاله دیگری می افتادم. این بود تا اینکه با خواندن کتابی با نگاهی متفاوت ولی آشنا روبرو شدم. از آنجایی که همیشه بدنبال حقیقت بودم بیشتر با این نوع نگاه برخورد کردم و هر چقدر بیشتر خوآندم بیشتر به عمق ان نگاه رسیدم. کتاب با اینکه میتواند در یادگیری و سرگرم کردن آدمی بکار اید، ولی بیشتر کتابها اگر حواسمان نباشد میتواند ما را به کجراهه ببرد. تاثیر این نوشته ها و گفته ها، چون برخی مواقع از طریق گفته ها و یا تلویزیون/سینما/تئاتر نشر مینمایند، را نباید دست کم گرفت. من در نوجوانی میگفتم ورزش رزمی فقط کونگ فو، و چون در ایران در آنوقت فقط کونگ فو توآ بود این بود که من علاقه ایی به سبکهای دیگر نداشتم. اگر این آگاهی امروزی را داشتم، در یکی از سبکهای کاراته و یا جودو تمرین کرده و الان حداقل کمربند سیاه دان 4 بودم. کوشیدم به کوتاهی از زیانهایی که برخی نوشته ها، گفته ها،… میتواند در زندگیمان داشته باشد، برای من بسیار داشته، برایت بگویم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *