خودکشی

تاریخ ده سپتامبر با عنوان “روز جهانی مبارزه با خودکشی” در جهان معرفی شده است. مدتی است هر شب از ساعت نُه تا ده، برنامه‌­ای از شبکه سلامت به نام “حال خوب” پخش می‌شود. موضوعیت این برنامه هر شب بر روی محتوای ویژه‌ای می‌باشد و کارشناسان محترمی که در این برنامه شرکت می‌کنند هر یک متخصصان زبده‌ای هستند که بنده به شخصه در طی این چند سال اخیر و آشنایی که با ایشان داشته‌ام از لغت به لغت گفتار و رهنمون‌هایشان لذت و استفاده وافری برده‌ام.

موضوع این برنامه در روز ده سپتامبر در مورد خودکشی و دلایل اقدام به آن و روش‌های پیشگیری و کمک به افراد در این زمینه بود، که در صورت تمایل می‌توانید خلاصه این مطلب را از صفحه اختصاصی برنامه “حال خوب” و از زبان کارشناس محترم در این زمینه مطالعه نمائید.

با این مقدمه و با توجه به اینکه خودم یکی از اشخاصی بوده‌ام که به طور دوره‌ای به خودکشی فکر می‌کرده‌ام، قصد دارم در این زمینه طبقه‌بندی از دلایل علمی که تاکنون برای خودکشی ثبت شده است، همچنین کتابی که به تازگی در این رابطه مطالعه نموده‌ام و خلاصه‌ای از بیوگرافی افراد مشهوری که اقدام به خودکشی نموده‌اند، ارائه نمایم.

به طور عمده دلایل خودکشی به شرح مواردی است که در اینجا به آن اشاره شده است. با نگاهی اجمالی به زندگانی بزرگانی در تاریخ که خودکشی نموده‌اند نمی‌توان به طور صد در صد به این نکته رسید که لزوما دلایل خودکشی ایشان افسردگی، تنهایی یا حتی ناامیدی از عدم تحقق خواسته‌ها یا نیازهایشان بوده است. دلیل برخی از این خودکشی‌ها حساسیت بیش از حد فرد در قبال مسائل پیرامونی می‌باشد که شاید حتی خود فرد به طور مستقیم متاثر از این مسائل نبوده باشد.

خودکشی خانم ویرجینیا وولف به نظر در این دسته است، در مورد ونسان ونگوک نیز همین امر موجب خودکشی شده است، البته که خودکشی او می‌تواند از حس تنهایی عمیق، ناهمگون بودن وی با محیط اطراف و عدم درک اطرافیان نشات گرفته باشد.

اما خانم مرلین مونرو به ظاهر در رده افرادی که تصمیم به خودکشی گرفته باشند قرار نمی‌گرفت، به همین علت خودکشی ایشان شوک عظیمی بود. زنی در اوج کمالات زنانه، دارای شهرت و ثروت و به ظاهر شاد. البته که پزشکان دلیل مرگ وی را مصرف بیش از حد داروی خواب آور ذکر نموده‌اند و گویا ایشان قبل از خودکشی از اختلال دوقطبی رنج می‌برده است!

و اما لوسی گوردون هنرپیشه جوانی که درست دو روز قبل از سالگرد تولدش خود را در وسط آپارتمان حلق آویز نمود، وقتی چنین انتخاب هوشمندانه‌ای از روز خودکشی گزارش می‌شود، به سختی می توان فرد را مبتلا به مسائل روانی یا حتی گرفتار جنون آنی دانست؟!

اما خودکشی در میان ورزشکاران نیز دیده شده است و این بسیار تعجب برانگیز است، زیرا ورزش همیشه به عنوان محرک روحی در تجویزهای روانشناسی مورد توجه بوده است، اما کریس بنوا کشتی‌گیر حرفه‌ای کانادایی آمریکایی علاوه بر به قتل رساندن همسر دوم و فرزندش، خودش نیز خودکشی نمود.

در اغلب خودکشی‌ها خانواده درجه یک افراد از پذیرش واقعه اجتناب و یا آن را انکار می‌نمایند، در مورد میتسی آپهام و ارنست همینگوی وضع به این صورت بوده است و خانواده مرگ ایشان را تصادفی تلقی نموده‌اند.

از تراژیک‌ترین خودکشی‌ها که اذهان عمومی را خدشه دار نمود می‌توان به خودکشی کریستین چاباک اشاره کرد. او که خبرنگار و مجری تلویزیون محلی در فلوریدای آمریکا بود در سن 29 سالگی در یک برنامه زنده تلویزیونی با شلیک اسلحه به شقیقه خودکشی کرد.

برخی از خودکشی‌ها بدون انگیزه و دلایل قبلی بوده است یا لااقل اطرافیان آگاهی ازدلایل خودکشی ندارند، زیرا تا آخرین لحظه‌ای که فرد را مشاهده کرده‌اند به نظر همه چیز خوب و مطلوب به نظر می‌رسیده است، خودکشی تونی اسکات و آنتونی بوردین شاید جزو این گروه باشد.

البته بزرگانی نیز بوده‌اند که میل به خودکشی به وضوح در گفتار و آثارشان هویدا بوده است، ولی مرگ از اقدام ایشان پیش گام‌تر بوده است: از جمله فروغ فرخزاد، فرانتس کافکا یا حتی شاید سهراب سپهری، فردریش نیچه، غلامرضا تختی، بروس لی و …

به نظر دلایل عمده خودکشی اغلب به همین موارد ذکر شده در اینجا خلاصه می‌شود!!

با توجه به بیوگرافی صادق هدایت او دچار افسردگی و عدم ظرفیت در پاسخگویی به نیازهای عاطفی و مالی خود بوده است…

ولی آیا می‌توان دلایل همه خودکشی‌ها را به این موارد محدود نمود؟! وقتی فردی از لحاظ اجتماعی در وضعیت مناسبی به سر می‌برد و خُلقیات آشفته و افسرده‌ای از خود بروز نمی‌دهد چه ؟!

وقتی فردی در لحظات آخر عمر سِلفی خندانی از خود به نمایش می‌گذارد(اشاره به خودکشی اخیر دو دختر نوجوان) هدف و دلیل چه بوده است؟

به درستی آیا نمی‌توان با اقدام به خودکشی مرگ را انتخاب کرد و بدین طریق زبان درازی به هستی غیر انتخابی خود نمود؟ هستی که نقصان، افسردگی یا عدم برآورده شدن نیازی در آن قابل مشاهده نیست.

شاید یکی از مهم‌ترین موارد برای پیش‌گیری از خودکشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، پایبندی و ایمان فرد به منبع انگیزش درونی باشد که مرکز زایش معنا برای زندگی است، شاید اگر هر فرد معنایی برای زندگی(رجوع شود به کتاب انسان در جستجوی معنا اثر ویکتور فرانکل) داشته باشد، در آن صورت آگاهانه مرگ را انتخاب نکند.

البته از نقطه نظر نگارنده هر فردی جایز است آزادانه و آگاهانه زمان خاتمه زندگی(چند دهه زیستی تمام شونده به قول آقای بابایی‌زاد) خود را تعیین نماید، هر چند که وجه آگاهانه در این جمله جای بحث داشته و ابعاد بسیاری را در برمی‌گیرد. کتاب “ظلمت آشکار” داستان زندگی “ویلیام استیرن” نویسنده‌ افسرده‌ای است که سرانجام بر ذهنیات مخدوش خود غالب شده و اقدام به خودکشی نمی‌نماید…

“این متن در ترویج خودکشی نبوده و بر پایه‌های لزوما علمی استوار نیست و دیدگاه شخصی نگارنده می‌باشد”