خاطرات

خاطرات را هر چقدر هم که بسوزانی
هر چقدر هم که از ذهنت پاک کنی
باز هم ردی دارند…
خاطرات، خوش‌حافظه‌ترین‌های دنیایند
شبی از شب‌ها که بی‌خیال دیروز و فردا
شمعی روشن می‌کنی و هوس خواندن
شعری از دفتر قدیم به سَرَت می‌زند
ورق زده و نزده،
چند برگ خشکیده گل سرخ از لا به لایش فرو می‌ریزد
و یکمرتبه تمام گذشته‌ات آوار می‌شود روی دلت
و خاطرات یک به یک پای می‌کوبند
بر روی این بیچاره آوار زده
و شمع از خجالت آب می‌شود
و فقط شب می‌ماند و تاریکی