مسابقه معرفی کتاب موثر

احتمالا عده‌ای از شما دوستان با پیام بهرام‌پور و دوره‌های ایشون آشنایی داشته باشید. به مناسبت هفته کتاب مسابقه‌ای رو برگزار کردند که از اینجا می‌تونید شرکت کنید.

از اونجایی که موضوعیت مسابقه معرفی آخرین کتاب موثری بود که خونده‌ایم. و من متن نسبتا طولانی رو نوشتم. گفتم اینجا هم با شما عزیزان تسهیم کنم:

سلام به همگی که دارین این مطلب رو مطالعه می‌کنید، ایمیل اطلاع رسانی شرکت در مسابقه صبح به دست من رسید و با وجود مشغله کاری زیادی که داشتم و کم خوابی و خستگی بی‌تابم که بنویسم.

من خیلی کتاب می‌خونم، وبیشترین حجم کتاب‌هایی که خونده‌ام به همین شش سال اخیر مربوط می‌شه. از صبح همش ذهنم درگیر بود که چه کتابی رو اینجا معرفی کنم. اول خواستم عناوین همه کتاب‌های تاثیر گذار رو بگم و بعد برم سراغ اون آخریه که تازه تمومش کردم و بیشتر می‌تونم راجع بهش بگم، بعد دیدم شاید یه جورایی اجحاف یا تقلب محسوب بشه و خب قطعا نمی‌خوام که جایزه رو از دست بدم. کتابی که می‌خوام معرفی کنم از این بابت تو ذهنم به عنوان تاثیرگذارترین برگزیده شده که در اون به مفاهیمی پرداخته شده که تقریبا مدت‌های مدیدی بوده که ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود و این کتاب یه جورایی مثل کلید بازگشایی این در بسته مفهومی تو مغز من به حساب میاد.

اسم این کتاب “سیر عشق” نوشته آلن دو باتن و ترجمه زهرا باختری از انتشارات چترنگ هست.

در کل جدیدا عاشق نوشته‌های آلن دو باتن شده‌ام اگه دوست داشتین در سایتم سایر کتاب‌های این نویسنده ارجمند رو هم معرفی کرده‌ام.

عشق(در روابط زناشویی) مفهوم انتزاعی که همیشه گره کور ذهنی من بوده، ولی از اون موقع که این کتاب رو خونده‌ام تقریبا این مفهوم برام رمز گشایی شده و مفهوم آشکارتری پیدا کرده است.

این کتاب داستان آشنایی و سیر عشق یک زوج جوان رو از ابتدای لحظات آشنایی و علاقه‌مندی تا ازدواج و تعهد و در نهایت زندگی خانوادگی، مطرح می‌کنه. اینکه به طور عمومی پس از آغاز زندگی مشترک و گرفتاری در روزمرگی، زوجین چه افت و خیزهای احساسی رو تجربه می‌کنند که گاه بسیاری از اون‌ها حتی خود فرد رو هم دچار وحشت می‌کنه…

“ازدواج با خواستگاری یا حتی دیدار اولیه شروع نمی‌شود. آغاز آن برمی‌گردد به خیلی قبل‌تر، یعنی زمان رویش اندیشه عشق درذهن و اگر دقیق‌تر بخواهیم بگوئیم، زمان شکل‌گیری رویای داشتن معشوق.”

“برای رمانتیک‌ها آغاز همه آن چیزی را که درباره عشق مهم است، در بر دارد. آنچه ما به طور معمول، عشق می‌نامیم در واقع تنها، آغاز عشق است.”

“عشق یعنی ستایش ویژگی‌هایی از معشوق که نوید جبران ضعف‌ها و کمبودهای ما را می‌دهد، عشق کاوشی است برای کامل شدن.”

“جزئیات چیزی که ما را می‌انگیزاند، ممکن است عجیب و غیر منطقی به نظر برسد، اما اگر به آن دقیق‌تر شویم، منعکس‌کننده ارزش‌هایی است که در قلمروهای وجودی به ظاهر معقول‌تر از ته دل طلب می‌کنیم: درک، همدلی، اطمینان، یگانگی، بلند طبعی و مهربانی.”

“اینکه عملا نیازی نیست ازدواج کنیم ضرورت ازدواج را از نظر عاطفی بیشتر نشان می‌دهد، او درخواست ازدواج می‌دهد چون می‌خواهد آنچه بین او و کرستن است حفظ شود، تثبیت شود.”

“کمک کردن ممکن است برای آن‌هایی که کمتر نیازمند آن هستند، هدیه‌ای آزار دهنده باشد.”

“ربیع و کرستن تا وقتی مطمئن هستند هیچ‌کس شاهد کشمکش‌هایشان نیست، مجبور نیستند قضاوت کنند که واقعا اوضاع بینشان چقدر خوب یا چقدر بد است.”

“در عمق هر دلخوری، مخلوطی درهم و برهم از عصبانیت شدید و میلی به همان شدت برای حرف نزدن راجع به دلیل عصبانیت وجود دارد. “

“قهر کردن ادای احترامی است به انگاره‌ای زیبا و خطرناک که می‌توان ریشه‌اش را در بدو خردسالی جست و جو کرد: وعده درک شدن بی هیچ کلامی.”

“هم‌آغوشی لزوما نباید همیشه محدود به عشق باشد. طرفداران این تفکر، این گونه نتیجه‌گیری می‌کنند که این تصور که فرد باید فقط با کسی که عاشقش است هم‌آغوش شود، همانقدر بی‌معنی است که بگوئیم فقط زوج‌های متعهد اجازه دارند با هم تنیس روی میز بازی کنند یا به پیاده روی بروند.”

“برای داشتن روابط خوب نیازی نیست دائما عاقلانه رفتار کنیم، تمام مهارتی که نیاز داریم این است که چند وقت یک بار بتوانیم با روی گشوده اقرار کنیم که شاید در یکی دو موقعیت، احمقانه رفتار کرده‌ایم.”

“بلوغ یعنی اقرار به اینکه عشق رمانتیک ممکن است تنها در بردارنده یک جنبه محدود وشاید کمی کوته‌فکرانه از زندگی عاطفی باشد، جنبه‌ای که بیشتر بر جست وجو برای یافتن عشق متمرکز است تا ابراز آن، یعنی مورد عشق‌ورزی قرار گرفتن به جای عشق ورزیدن.”

“کودک راجع به عشق چیزهای دیگری به بزرگسال می‌آموزد: اینکه عشق حقیقی باید دربردارنده تلاشی مداوم باشد تا هر چیزی را که در هر زمانی اتفاق می‌افتد، ورای ظاهر بغرنج و ناپسندش، با نهایت سخاوت تعبیر کنیم.”

“اگر مهربانی پدرانه و مادرانه کافی بود، بشر از جنبش می‌ایستاد و به تدریج منقرض می‌شد. بقای گونه‌ها منوط است به اینکه بچه‌ها بالاخره بی‌حوصله شوند و به سوی جهان بیرون راهی شوند، با کوله‌باری از امید برای یافتن سرچشمه‌های خوشایندتر عشق و هیجان.”

“در واقع برای اصلاح و تسکین بار مسئولیت رابطه عاشقانه، دقیقا نیاز به جدائی بی‌غرض عشق از هم‌آغوشی است.”

“به ندرت پیش می‌آید که خیانت از سر بی‌اعتنایی به همسر اتفاق بیافتد. شخص باید خیلی زیاد به شریک زندگی‌اش بها بدهد که زحمت خیانت کردن به او را به جان بخرد.”

“نخستین این پنداشت‌ها این است که انسان نمی‌تواند ادعا کند عاشق کسی است و تلویحا به هر صورتی زندگی مشترکشان را ارزشمند بداند و بعد برود و با شخص دیگری هم‌آغوش شود. اگر چنین فاجعه‌ای روی داد، تنها به این معناست که از ابتدا اصلا عشقی در کار نبوده است.”

“او در مقایسه با ربیع، به خوبی توانسته خود را انسان بهتری نشان دهد، و ربیع به این خاطر هم خرسند است و هم از سوی دیگر کاملا خشمگین. بلندنظری کرستن ظاهرا میزان بی‌کفایتی ربیع را نمایان می‌کند.”

“هیچ رابطه‌ای بدون تعهد به صمیمت قلبی آغاز نمی‌شود.”

“به همان اندازه که توانایی اقرار صریح لازمه عشق است، سرکوب، مقداری خودداری و کمی از خودگذشتگی در اصلاحِ خود نیز مطمئنا در عشق لازم است.”

“ازدواج نهادی است که باید سالیان سال برقرار بماند بدون ارجاع به هر تغییر گذرایی که در احساسات طرفین پیش می‌آید، در عملی متعهدانه که تجدید نظر در آن راه ندارد.”

“عشق تنها شور و شوق نیست، بلکه مهارت است.”

“افراد کمی در این دنیا هستند که واقعا همیشه بدجنس باشند، آن‌هایی که ما را می‌رنجانند خودشان نیز در عذاب‌اند.”

“او برای ازدواج آماده است زیرا از کمال طلبی دست برداشته است.”

بعد از خوندن این کتاب دیدگاه من به عشق، روابط زناشویی، ازدواج و خانواده دچار تغییرات بنیادین و مطلوبی شده که از این بابت شکرگزارم.