کفایت

سقف آرزوهایم بلند نیست

همینکه نانی باشد برای خوردن

آرامگاهی باشد برای خُسبیدن

ونفسی که به راحتی بالا بیاید; کافیست

تاب دوست را هم ندارم

همینکه سکوتی باشد برای شنیدن

دمی برای آسائیدن

و تنهایی که با امنیت عدم حضور دیگری سَر کنم; کافیست