دلم می‌خواهد

دلم یک دوره همیِ دوستانه
زیر نور مهتاب شبانه
بغل به بغل و عاشقانه، می‌خواهد

دلم یک ترانه‌ی طولانی
از زبان یک شاعر ایرانی
پر از قصیده و تضمین و تَلمیحِ تکراری، می‌خواهد

دلم دویدن و دویدن و رهایی
به یک دشت پر گل و آسمانی آفتابی
به روی چمنِ سبز و پُر از عطرِ اَقاقی، می‌خواهد

دلم گوش سپردن به یک آواز اهورایی
با طنینِ موسیقی‌ای روحانی
در خلوتِ شبانه‌یِ یک خانه‌ی صحرایی، می‌خواهد

دلم سفر به شگفتیِ یک افسانه
با خیالی آسوده در یک فراغتِ سالانه
به ناشناخته‌ترین مقصد این زمانه، می‌خواهد

دلم کوهنوردی‌ای جانانه
رسیدن به قله و کمپی شبانه
فرای همهمه‌ی روزانه، می‌خواهد