ابراز احساسات

اینکه ابراز احساسات یا قدردانی را به ایام مخصوصی محدود کنیم دقیقا مثل مدل رژیم گرفتن من هستش که چهار روز در هفته سفت و سخت رعایت می‌کنم و بقیه‌اش رو وا می‌دم. در حالیکه حتی در رژیم هم لازمه که شیوه‌ی تغذیه و فعالیت روزانه‌مون رو تغییر بدهیم و ایجاد عادات مثبت کنیم تا سلامتی فیزیکیمون پایدار باشه.
پس چرا این اصل رو در مورد ابراز احساسات یا قدردانی رعایت نمی‌کنیم، البته اگر می‌خواهیم سلامت روانی و معنوی خودمون رو حفظ کنیم.
اغلب ما ضعف‌های بسیاری در ابراز احساساتمون داریم. در ظاهر می‌خندیم، از درون گریه می‌کنیم. ته دلمون  بال بال می‌زنیم که به طرف خیلی ساده بگیم دوستش داریم ولی حناق می‌گیریم.دلمون لک زده برای باهم بودن ولی وقتی می‌بینیمش از درد دلتنگی فقط خشممون رو تخلیه می‌کنیم.
ته دلمون قدردان والدینمون هستیم ولی زبونمون خوب نمی‌چرخه که بگیم دمتون گرم که من رو اینجوری بار آوردین. پر از نیاز به کمک از دیگران هستیم ولی دماغمان رو می‌گیریم بالا انگاری که همه چی ردیفه، و تازه یک دوست خوب هم که کمکمون می‌کنه شاید باز زبون بریده بشیم و نتونیم اونجوری که شایسته است قدردانی کنیم.
بروز ندادن احساسات و قدردانی نکردن دو مورد مهمی هستند که آثارش در طول زمان در وجودمون رسوب می‌کنه.
پس بیایید از امروز تصمیم بگیریم که احساساتمون رو ابراز کنیم حتی اون‌هایی رو که به ظاهر منفی به نظر می‌رسند هم می‌شه از طریقی که باعث آزردگی نشه، بیان کرد. مهم‌ترین نکته در ابراز احساسات اینه که سعی کنیم آن‌ها را در وجودمون رصد کنیم و خوب بشناسیمشون. بدن ما خیلی هوشمند طراحی شده، اگه خوب بهش گوش بدیم حرف‌های زیادی برای شنیدن خواهیم داشت.
برای اینکه حرف بدنمون رو درک کنیم و اصلا زبونش رو بفهمیم، لازمه روزی نیم‌ساعت بعد کل دغدغه‌های روزانه آروم بگیریم. می‌دونم نیم ساعت زمان زیادیه، مخصوصا واسه شماهایی که هم شاغلید هم همسر و فرزند دارید. ولی اگر الان این نیم ساعت‌های روزانه رو برای شنیدن صدای بدنتون کنار نگذارید، مطمئن باشید بعدتر بدنتون بدجوری تلافیش رو سرتون خالی می‌کنه. در عوض اگه شروع کنید به توجه کردن به خودتون، وجودتون و بدنتون؛ درست مثل یکی از فرزندانتون، رفته رفته خواهید دید که چقدر ظرفیت وجودیتون افزایش پیدا می‌کنه و چقدر آروم‌تر و سالم‌تر خواهید بود.
و حداقل پنج دقیقه از نیم ساعت روزانه رو تخصیص بدین به سپاسگزاری از هرآنچه که در پیرامون هست. حتی می‌تونید از اشیاء شروع کنید. من خودم هر موقع از ترافیک برمی‌گردم کلی قربون صدقه‌ی ماشینم می‌رم و بعد زانوهام که تحمل کردند و بعد خودم که ماشین رو خریدم و بعد والدینم که من رو مستقل و کاری پرورش دادند و بعد جهانی که قسمت خوبی از نعمت‌ها را در اختیارم قرار داده و …
الان از شما هم سپاسگزارم که خط خطی‌های من رو خواندید🥰