دین یا علم

ما مردمان اغلب عادت به افراط و تفریط داریم و متاسفانه به ندرت سنجیده گُزین هستیم
هم‌اکنون چون علم به کارمان می‌آید می‌گوییم علم ولاغیر و قید دین یا معنویات را زده‌ایم
گاه که منطق و دو دو تا چهارتا به نظرمان خوب بیاید قید دل یا احساس را می‌زنیم
اصلا متوجه نیستیم هر کدام از این‌ها ابزاری هستند برای زیست بهینه بشر. کارمان به این می‌ماند که در استیصال از انبردست در آشپزخانه برای هم‌زدن سوپ استفاده کنیم و از ملاقه برای کوبیدن میخ. در هر دو حالت گمان می‌کنیم عجب ابزار خوبیست انبردست ولی کاش کمی گِردتر بود تا مواد سوپ از لابه‌لای دندانه‌هایش رد نمی‌شد و یا کاش ملاقه را کمی سنگین‌تر می‌ساختند! عجب احمقی بوده مخترع آن، و اصلا به این فکر نمی‌کنیم شایداین ما هستیم که از هریک در جایگاه نادرستی بهره می‌بریم
عزیزان
دین، فلسفه، منطق، علم،  یا شق‌هایی از هریک مثلا معنویت، اخلاق، روانشناسی، تجربه، جبر، هر کدام ابزاری هستند در جایگاه خاصی برای کاربرد ویژه‌ای. پس ای کاش هر یک را فدای آن یکی دیگر نکنیم و روزی که بتوانیم هریک را در کاربرد خودش به خوبی بهره‌مند شویم، قطعا آنروز در موثرترین شیوه زندگی بشری خواهیم بود