یلدا

یلدا

دقیقه‌ای بیشتر دیدن تو حضور شیرینی است که جانم طلب می‌کندو من این را مدیون طولانی‌ترین شب سالم مبارکم باد یلدایی‌ترین دلخوشی شبانه‌ام قلم بر…

زخم

زخم

خواستم پنهان شوم از چشم زخم روزگار ناگهان رسواترین افسانه عالم شدم هرچه کوشیدم به انکار و نبود باورش بیشتر حیران‌ترین انسان سرگردان شدم خواب…

یار

یار

همینجا روبه رویت نشسته‌ام چشم در چشم تو، وه که چقدر زیبا می‌نمایی و من دوستت می‌دارم تا به انتهای جاودانگی… تو اما آینه را…

شعرواره

شعرواره

بهونه نوشته‌هام، تنها دلیل بودنم هم‌خونه همیشگی، زمزمه‌های خوندنم ای که برام قداستی تو کوره راه زندگی توان زنده بودنم تو لحظه‌های خستگی صداقت نگاه…