بحران هویت

“برداشت 1”

استاد دانشگاه، دارای دو فرزند، جای مُهر در پیشانی و اتاق کار مُزین به عکس رهبر. لذت آشکار از حضور زنان و دختران در اتاق کار.

“برداشت 2”

دوست متدین و چادری، بسیار خوش فکر و باتدبیر، رنجیده خاطر از شوهر سابق به دلیل خیانت و آزرده خاطر از شوهر جاری به دلیل خشونت رفتاری… عادی دانستن رفتار دوستانه با جنس مخالف، قربان صدقه رفتن مرد نامحرم و سوء گیری احساسی به سمت سایر مردان.

“برداشت 3”

دوست قدیمی عاشق پیشه. تماس تلفنی دوست پسر سابقی که ازدواج نموده است، اطلاق دوست معمولی به دوست پسر سابق و انجام وظیفه دوستی به عنوان فردی آرام بخش و راهنمایی دوست پسر سابق در زندگی مشترک جدیدش!!!

“برداشت 4”

دوست جدید متولد 67

او: نه فرناز، امید داداشی منه.

فرناز: واقعا؟!

چند ماه بعد

او: فرناز امید ازدواج کرده.

فرناز : ااا چه خوب و گریه های حسرت باردوست عزیز در نقش خواهر امید!!

“برداشت 5”

او: ببین فرناز روابط ما فقط در حد دوستی جواب می ده.

فرناز: آخه چرا؟! من همیشه فکر می کردم که تو دوستم داری، رفتارات اینجوری نشون می داد…

او: نه اشتباه می کردی، من تازه بعد از اولین بار که یه ملاقات خصوصی داشتیم تازه بهت حس پیدا کردم !!

فرناز: خب باشه، حالا چرا دیگه ادامه ندیم؟ به نظرم اگه بخواهیم شاید بشه که به توافق برسیم.

او: من شخصی رو می خوام که جلوی آزادی هام رو نگیره

فرناز: خب چه جور آزادی هایی؟ من خودم آزادی طلبم ولی زندگی مشترک یک سری تعهدات و چارچوب هایی رو ایجاب می کنه.

او: خب من سفرهای تک نفره خودم رو دارم، با خانم ها هم که کلا راحتم. نباید با دیدن من با خانمی زیاد تعجب کنی و …

فرناز: تو بهتره یه مدت طولانی، دوست دخترهایی داشته باشی نه همسر… یا هم همسری که بپذیره بره تو نقش مادر، خواهر و یا … به سلامت

“برداشت 6”

همکار زن در شرف جدایی.

او: خانم علمیه می شه یه وامی واسه من جور کنید خرج دانشگاه زیاده و تو وضعیت کنونی من واقعا نمی رسم و شاید مجبور شم نرم دانشگاه…

فرناز: من صحبت کردم قرار شده این ماه پنج ملیون به خاطر ثبت نام دانشگاهت علی الحساب بدهند که بتونی اسم نویسی کنی.

او: نه اینجوری نمی خوام، وام می خواستم.

دوهفته بعد با ناخن های کاشت شده ( که حداقل هفتاد هزار تومان هزینه اشه) و شش ماه بعد با بینی جراحی شده…

“برداشت 7”

ملاقات با یک دوست و بیان دلخوری از او…

او: ببین فرناز خیلی خوبه که دلخوریت رو بیان کردی ولی راستش تو توقعت از دوستی زیاده …

فرناز: … جان یعنی اینکه باهم بریم تاتر، سفر و بشینیم درد و دل کنیم و ساعات خوشی رو بگذرونیم توقع زیادیه؟

او: فرناز اینو بدون که اگه امروز باهات قرار گذاشتم که حرفاتو بشنونم قرار نیست از این مکالمه نتیجه ای بگیریم!!

“برداشت 8”

خانم دکتر روانشناس: ببین فرناز جان تو خطای ذهنی زیادی داری، بیشتر مسائل رو مطلق وصفر و یک می بیینی…

فرناز:درسته خانم دکتر، ولی به نظر می بایست راجع به یک سری ارزش ها و قوانین برخورد صفر و یک داشت نه؟ اینجوری که سنگ رو سنگ بند نمی شه.

او: آره خب، ولی سعی کن همه چی رو طیف ببینی. خاکستری نه سفید نه سیاه.

فرناز: خب خانم دکتر اینجوری که اصلا مساله ای باقی نمی مونه و مهارت های جرات مندی و حل مساله که بابت یاد گیریش حداقل یک ملیون به شما پرداخت کردم بی مصرفه!!

او: به نظرم همینطوره، تو بهتره خطاهای ذهنیت رو ترمیم کنی.

فرناز: یه سوال دیگه، من اگه آدم شادی باشم و مساله ای نداشته باشم و از همسرم هم توقعی برای رفع نیازهام نداشته باشم، پس چرا ازدواج کنم؟

او: برای داشتن همراه در این مسیر زیبا و شاد !!!!

فرناز: خب این همراه برای چیه؟!!

او: برای اینکه انسان اجتماعی آفریده شده، البته که اجباری هم برای زندگی مشترک وجود نداره!!!

“برداشت 9”

ظهر عاشورا در ماشین در حال رفتن دنبال برادر جان برای عزیمت به خانه مادر. ترافیک، ترافیک و همه راه های ورودی به منزل برادر توسط دسته بسته شده است …

در راه برگشت در حالیکه از رفتن به دنبال برادر منصرف شده ام یه موتوری ایستاده درست وسط خیابون و طوری نگاه می کنه که انگاری من مسیر اشتباهی رو برای عبور انتخاب کردم.

و گروه گروه دختران با ناخن های کاشت با “تِم عزاداری” و پسرانِ به قول دختران امروزی سیکس پَک شده با تزریق!!

و پارک ماشین در منزل و تماس با برادرجان برای توضیح مسائل و پیاده راه افتادن به سمت منزل مادری.

و مردان مشکی پوش و عزادار با نگاه های کش دار، چندش آورو بوق های گاه و بیگاه عده ای دیگه از پسرکان عزادار برای همراهیشان در کارناوال…

“برداشت 10”

یه دوست عزیز در سن ازدواج،

او: فرناز آقای فلانی رو می شناسی؟ از من خوشش میاد، تو فضای مجازی همش لایک می زنه و باهام رابطه صمیمی رو شروع کرده… البته مذهبی هستش و من زیاد ازش خوشم نمیاد ولی فکرم رو مشغول کرده.

فرناز: رعنا اون زن و بچه داره!!

او: مگه می شه؟!!!! واقعا؟!!!! تو از کجا می دونی ؟ بگذار از خودش بپرسم …ااا… آره… فرناز عذر خواهی کرد گفت من با خانم ها صمیمی هستم، من احساس کرده بودما خیلی مایل نیست باهم بیرون بریم… عجب !!!!!

این موارد همگی نمونه هایی از ارتباطات اطراف ما رو تشکیل می ده، مطمئنا همگی نمونه های بیشتری از این نوع رفتارها و واکنش های گاه عجیب و پیچیده رو سراغ داریم. حتی خود من موارد خیلی بیشتری در ذهنم هست که ذکر اونها مسلما در حوصله خودم و شما نیست.

پیچیدگی عجیبی در همه این ارتباطات موج می زنه، یه نوع سردرگمی که لااقل من سر درنمیارم که شخصیت افرادی که باهاشون مرتبط هستم چه جوریه !! آیا حالم خوبه باهاشون در همون سطح دوست، همکار، خواستگار و … ارتباط رو ادامه بدم یا نه ؟! و تهش به یه جواب نامعلوم می رسم… شاید به خاطر اینکه خود من هم یه جورایی تو این رودخونه پر تلاطم “بحران هویتی” در حال دست و پا زدنم.

اینکه هیچکدوممون تکلیفمون با خودمون مشخص نیست، اینکه به چه نظام ارزشی پایبند هستیم، معنی زندگیمون چیه، هدفمون از بودن چیه و آیا در ارتباطات و گام های مهم زندگیمون انسانیت مد نظرمون هست یا نه؟!!

بلدیم خودمون رو جای طرف مقابل، همسرش یا … بگذاریم… یا همش فقط تو ذهنمون دنبال قضاوت کردن آدم هائیم…

شایدم فقط دنبال من خواهی و منفعت شخصیمون باشیم، چیزی که به غلط، داره توسط عده ای روانشناس نما آموزش داده می شه…

“بحران هویت” یکی از معضلات عمده جامعه کنونیه که به نظر با وارد شدن به دنیای مجازی عمق این ضایعه داره روز به روز بیشتر و بیشتر می شه.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 31
دوست نداشتم: 31
میانگین امتیازات: 1

۲ دیدگاه در “بحران هویت

Avatar

سلام
من در زمینه تولید محتوی ، بازاریابی و تبلیغات اینترنتی فعالیت می کنم
همیشه و همیشه و همیشه
یادتون باشه که یکی از عوامل مهمی که باعث میشه مطالب سایتتون زیاد بازدید بشه عنوان مطالبتونه
اگه عنوان مطالبتون خوب و جذاب باشه قطعا روی لینک سایتتون بیشتر کلیک میکنن و درنتیجه اعتبار بیشتری پیش گوگل پیدا می کنین و طبعا گوگل هم شما رو به خیلیای دیگه معرفی میکنه
ولی فکر کردن در مورد ساختن یه عنوان خوب و موثر وقت زیادی رو از آدم میگیره و کار خیلی ساده ای نیست
اما یه کتاب هست که فکر میکنم خیلی بدردتون بخوره توصیه میکنم حتما یه نگاهی بهش بندازین اینم لینکشه :
https://co10.ir/blog/website/title.html/
حتما یه نگاهی بهش بندازید ضرر نمیکنین

Avatar

مطلب خوبی بود ولی به نظرم اگه عکس هم داشته باشه بهتره
ممنون از سایت خوبتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *