روانشناسی زرد چیست؟

توجه مردم به روانشناسی بیشتر از موقعی شروع شد که چالش‌ها و مسائل ارتباطی بین افراد در جامعه زیاد شده بود و اکثر آدما به این نتیجه رسیدند که ای وای که دیگه راه‌حلی وجود نداره و روش‌های سنتی پاسخگو نیست.

یادمه اولین کتابی که در این زمینه در میان عامه مردم متداول شده بود “کتاب راز” بود، با توصیه نویسندگان کتاب به قانون جذب و تلفیق و باور به وقع رویدادهای خوب. با گسترش ارتباطات اجتماعی و ورود به ارتباطات مجازی کم‌کم احساس نیاز مردم به روانشناسی بیش‌تر از گذشته شد.

مراجعه مردم به روانشناس‌ها و مشاورین کم‌کم در جامعه عادی شد و از اونجائیکه اغلب جامعه جو‌گیری هستیم این بار عدم مراجعه شد بی‌فرهنگی. رویکردهای مختلف موجود در روانشناسی مورد توجه واقع شد، دکتری معتقد به تئوری‌های فروید، مشاوری موکدا کار برروی تحلیل رفتار متقابل رو ترجیح داد و کارشناس دیگه‌ای یونگ، فرانکل، یانگ و تئوریسین‌های بسیاری که در زمینه روانشناسی ظهور و بروز کرده‌اند که اغلب هم از جامعه مردان بودند(جالبه که بیشتر آمار مراجعه به مشاورین و رسمیت بخشیدن به این علم توسط زنان بوده است) ولی با جسارت بسیار اغلبشون در زمینه راهنمایی زنان نوشته‌اند. مردم تشنه راه‌حل هم دنباله‌رو این جو به وجود آمده.

هدفم از این نوشتار زیر سوال بردن علم روانشناسی و یا تحقیقات این تئوریسین‌های محترم نبوده و نیست و اصولا من در سطح سوادی که بخوام همچین نقدی بکنم نیستم. هدفم فقط اینه به عنوان یک مالباخته در این راه نکاتی رو عرض کنم. حدود هشت سال از زندگی من صرف مطالعات روانشناسی و هزینه‌های مالی، زمانی و شاید بسیاری هزینه‌های دیگر در این راه شده است، پس در این راه آدم کم‌تجربه‌ای محسوب نمی‌شم و لازم دونستم که تجربیاتم رو تسهیم کنم:

در هنگام انتخاب مشاور، کارشناس یا دکتر روانشناس حتما دقت کنید، سابقه کارشون رو بررسی کنید، روش پیش‌رفتن جلسات مشاوره رو رصد کنید. اگه کارشناس موردنظر از کلمات “باید/نباید” زیاد استفاده کرد یا حرف بزرگان روانشناسی رو از دیدگاه خودش برجسته شده مطرح کرد یا از نزدیک متوجه زندگی شخصی اون فرد بودید و متوجه شدین خودش به حرف‌های این علم عامل نیست، پولتون رو هدر ندین و از خیرش بگذرین. وظیفه روانشناس آگاه نمودن شماست نه تعیین تکلیف برای شما.

اگه در صحبت‌های کارشناس محترم هرگونه تفکیکی(نژادی/جنسیتی/ دینی) مشاهده کردید مثلا گفتند شما چون خانم هستین باید فلان روش رو برین، به نظرم یه تجدید نظری در انتخاب این کارشناس داشته باشین.

اگه احساس کردین کارشناس محترم خیلی زیادی با محبت و مهربونه و بیش از زمان کاری و بدون خط‌مشی مشخصی(یعنی مسیر گفتگوی باز و آزاد) داره باهاتون وقت می‌گذرونه و هم شما راضی و هم اون به نظر خرسند، بدونید یه جای کار می‌لنگه. شاید حالتون به واسط دردودل خوب بشه ولی مسکنه نه درمان(در این موارد من گوش شنوایی دارم اون چندصد هزار تومن رو به خود من بدین قول می‌دم با هم‌دلی تمام صحبت‌هاتون رو بشنوم)

خلاصه اینکه مطالعه کم‌هزینه‌ترین روش کسب آگاهیه. من هم به طور اکید این روش رو توصیه می‌کنم ولی در صورت نیاز به همفکری به نظرم همون روش‌های سنتی مقرون به صرفه‌تر و راه‌گشاتر باشند. با نگاشتی که بین مطالعات و تجربیات هشت ساله و آموزه‌های سنتی(اعم از دین، سنت، عرف و فرهنگ) داشته‌ام دیدم که اگه تو زندگی فقط همین آموزه‌ها رو رعایت کنیم شاید که نیاز به صرف هزینه بیشتری هم نباشه:

“همانا یاد خدا آرام‌بخش جان‌هاست” –  روانشناسی معنا گرایانه(منسوب به آقای فرانکل)

“هر آنچه بر خود می‌پسندی/نمی‌پسندی برای دیکران هم بپسند/نپسند” –  روانشناسی تحلیل رفتار متقابل(منسوب به آقای برن)

“بهترین امور میانه آن‌هاست” – طرحواره درمانی(منسوب به آقای یانگ)

“ازدواج نصف دین است”- توجه به امیال جنسی(آقای فروید)

“نیت خود را پاک کن سپس همه چیز اصلاح می‌شود” – توجه به ناخودآگاه(روانشناسی نو)

“از دری که فقر وارد شود ازهمان در ایمان بیرون می‌رود” – رابطه بین ایمان و ثروت(روانشناسی نو)

“فقر، تنگدستی و طول عمر را تلقین نکن” – قانون جذب(روانشناسی نو)